
در این شماره می خوانید:
سرمقاله - کمی حساب شده تر ، لطفا!
جامعه - مدرنیته با طعم گس عشق!
ادبیات - زنده به گور (صادق هدایت)
نگاه دیگر - در جستجوی معنای سوء شهرت!
اشکان شعبان پور - آزادی واژه ی جذابی است. بر پایه ی یک جامعه ی آزاد است که حقایق گفته می شود و همه چیز پیش روی مردم قرار می گیرد. اما آزادی نیز قاعده و قانونی دارد که به واسطه ی عرف جامعه ترسیم می گردد. وارد شدن به برخی مسیر ها تنها به دلیل وجود آزادی ، هم تهدیدی برای آن خواهد بود و هم اثر معکوسی در پی خواهد داشت. چندی پیش در رسانه های دانمارکی کاریکاتور های توهین آمیزی از پیامبر اسلام منتشر گردید. رسانه ها و مسلمانان کشورهای عربی هیاهوی بسیاری به پا کردند و هر کدام به نوعی این حادثه را محکوم نمودند. مانند همیشه ایرانی ها دیر وارد میدان شدند.
نسیم اسلام پور - فكر نمي كنم كسي در بين شما وجود داشته باشد كه نداند در هفته اي كه گذرانديمش چه چيزي باعث جنب و جوش و خيل عظيمي از انواع اس ام اس (پيامك!) هايي شد كه همه يك مضمون داشتند:ولنتاين مبارك!!!خيابان ها و مغازه ها پر بودند از دختران و پسران جواني كه براي ولنتاين مشغول خريد بودند!ولنتاين!!!اين ولنتاين چيست كه همه را اينقدر به تكاپو وا داشته؟روز مخصوصي كه اجازه داريم دوست بداريم يا دوست داشته شويم؟عشق و محبت در يك روز!فقط يك روز!اين محبت و عشقي كه در جامعه ي ما و فرهنگ ما قدمتي ديرينه داشته و دارد حالا مثل يك عروسك براي بازي در دست اين و آن مي چرخد!
صادق هدايت ، در سال 1281 ه.ش ، يعني دو سال پيش از انقلاب مشروطه به دنيا آمد و در سال 1330 در گذشت . او در يك خانواده ي متنفذ و مرفه ديواني متولد شده بود. بنيان گذار خاندان هدايت ، رضا قلي خان هدايت، شاعر برجسته و مورخي در ادبيات بود.
هدايت ، در بهار 1926 /1305 به بروكسل فرستاده شد، بعد هم به « گان» رفت.ليكن اقامتش در آن شهر به درازا نكشيد. هدايت با تمام وجود مي خواست به پاريس برود. در مورد رشته ي تحصيلي هدايت نكات مبهم زياد است. به گفته ي كامشاد ، او ابتدا دندانپزشكي خواند و بعد نيز ، پيش از آنكه به ايران برگردد ، مهندسي. از سوي ديگر كميساروف مي گويد كه او به قصد « تكميل تحصيلات در رشته ي مهندسي » به بلژيك رفت ، بعد به فرانسه رفت تا درسش را در مدرسه ي معماري ادامه دهد و بالاخره توانست اجازه ي تغيير رشته ي تحصيلي اش را در چارچوب دوره ي تربيت معلم به ادبيات فرانسه بگيرد.
محیا استوار - "انگار گفته بودی لیلی" روایتی ساده و زنانه از یک ماجرای نه چندان پیچیده است، روایت زنانه ای که قطعن نمی توان فمینیستی به حسابش آورد، داستان واگویه های ذهنی یک زن آرام و نیمه سنتی است که هنرمندانه و صریح تردیدها و ترس های معمولی در یک زندگی خانوادگی نه چندان آشفته را به تصویر می کشد و روابط را به چالش...
علیرضا روشن - هر از گاهی از سوی فیفا خطاب به فدراسیون فوتبال ایران و باشگاه پیروزی نامه ای رسیده و در آن از کسر امتیاز و جرایم نقدی و سقوط به رده های پایین تر قید شده است.کسر شش امتیاز از تیمی که در بهترین شرایط قرار داشته و در کورس قهرمانی بوده است موضوع بی اهمیتی نیست.جدای از پرداخت ضرر و زیان به شرکت کوپیان (واسطه حضور بازیکن نیجریه ای در تیم پیروزی) از اینکه از این تیم شش امتیاز نیز کسر شود برای دوستداران و هواداران تیم قابل هضم نبوده است.
فرید عطارزاده - در تعدادی از شماره های پیشین نگاهانه آثاری از طنز نویسان ایرانی را با یک دیگر مرور کردیم .
از این شماره قصد داریم علاوه بر طنز نویسان ایرانی ، آثار طنز نویسان خارجی را نیز بخوانیم .
برای این شماره نوشته ای کوتاه از دان هرالد (Don Harold ) را می خوانیم .
توضیح این که این نویسنده آمریکایی در سال 1889 در ایندیانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت .
ارد سلطان پور - هادی غفاری در مصاحبه با مجله شهروند امروز و درباره ی رد صلاحیتش به نکات جالبی اشاره می کند: صلاحیت من در دوره های دوم و سوم مجلس تایید می شود و در دوره های چهارم و پنجم رد می شود و بعد در دوره های ششم و هفتم تایید می شود. در دوره چهارم وقتی دلیل رد صلاحیتم را پرسیدم آقای نیری صریحاً پاسخ دادند ما بدون مطالعه و بدون دقت شما را رد صلاحیت کردیم و از شما عذر می خواهیم. در دوره بعد (مجلس پنجم) پاسخ دیگری داشتند و گفتند بنده التزام عملی به اسلام ندارم. چطور یک آخوند با شش متر عمامه و نعلین و عبا که سی سال اما جماعت یک مسجد است و از چین گرفته تا اروپا منبر رفته است به اسلام التزام ندارد. بنده به عنوان نماینده همین کشور در بسیاری از مجامع و محافل اسلامی خارج از کشور شرکت کردم.