
با یادداشت هایی از:
اشکان شعبان پور
محمد آئینی
مهرداد رضایی روشن
و
نسیم اسلام پور
در این شماره می خوانید:
سرمقاله - یک پرونده برای دو نفر!
جامعه - پرونده ای برای روز دانشجو!
ادبیات - ۲۴ ساعت در خواب و بيداری
طنز - یک مصاحبه چاپ نشده از سهراب سپهری
نگاه دیگر - لابی برای خنداندن!
اشکان شعبان پور - هنگامی که نتیجه ی نشست پنج ساعته میان "خاویر سولانا" رئیس دوره ای اتحادیه ی اروپا و "سعید جلیلی" سرپرست مذاکرات هسته ای ایران ، توسط تیم اروپایی ناامید کننده خوانده شد ، همه آماده ی تصویب قطعنامه ی سوم بودند. قرار بود در نشستی با حضور پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان ، مفاد آخرین قطعنامه که تحریم های اقتصادی فراوانی را در پی خواهد داشت بررسی شده و تصویب گردد. اما همه چیز با انتشار گزارشی از سازمان های اطلاعاتی آمریکا به هم ریخت. گزارشی که طی آن به قطع فعالیت های جنگ طلبانه ی هسته ای در سال دو هزار و سه توسط کشور ایران اشاره شده بود.
ذوقی چنان ندارد، بی دوست زندگانی
احسان نظری - قبل از پرداختن به ادامه قضیه آمیا، در اواخر هفته گذشته شایعه استعفای وزیر آموزش و پرورش به گوش می رسید، اما همچنان این وزیر بود که داشت به کار خود ادامه می داد. ناگهان در اوایل این هفته، تنها چند ساعت بعد از اینکه جناب وزیر با شوق فراوان، برنامه های آینده و دغدغه هایش را ترسیم می کرد خبر استعفای ایشان به طور رسمی اعلام شد و پنجمین وزیر کابینه نیز کنار گذاشته شد.
کابینه ای که هم رییس آن و هم اعضایش را امام زمان تایید کرده بود، برای پنجمین بار احتیاج به ترمیم پیدا کرد، تا همگان به چشم خود آن هم نه برای یک بار، بلکه بارها معجزه را دیده باشند...
اما باز هم سوال بی پاسخ این ۲سال: استعفا یا بر کناری!!!؟
فرید عطارزاده - با سلام خدمت شما بینندگان ارجمند . شما را به تماشای ادامه برنامه جلب می کنم. اخبار این ساعت را به سمع و نظر شما بینندگان گرامی می رسانم.
این جملات را بارها و بارها در تلویزیون شنیده ایم.
صمد بهرنگی
خواننده ی عزیز،
قصه ی « خواب و بیداری» را به خاطر این ننوشته ام كه برای تو سرمشقی باشد. قصدم این است كه بچه های هموطن خود را بهتر بشناسی و فكر كنی كه چاره ی درد آنها چیست؟ اگر بخواهم همه ی آنچه را كه در تهران بر سرم آمد بنویسم چند كتاب می شود و شاید هم همه را خسته كند. از این رو فقط بیست و چهار ساعت آخر را شرح می دهم كه فكر می كنم خسته كننده هم نباشد. البته ناچارم این را هم بگویم كه چطور شد من و پدرم به تهران آمدیم:...
محیا استوار- مدت ها بود می خواستم، چند هفته ای را به ادبیات زنان اختصاص دهم، که هم موضوع مورد علاقه شخص خودم است و هم به نظرم آنطور که باید به آن پرداخته نشده و جای کار و همچنین جذابیت زیادی دارد. اما به هزار و یک دلیل تبدیل این خواسته به تصمیم، تا این شماره به تعویق افتاد، یکی از ان دلایل، اینکه نوشتن درباره ادبیات و خصوصن نقد ادبی، تخصص می خواهد و وقت و انرژی بی نهایت و در کنارش یک حس و علاقه ی خاص، که شاید بشود اسمش را عشق گذاشت و من به شخصه، این همه را، در خودم نمی دیدم و نمی بینم...
مهرداد رضایی روشن - و باز هم انتخابات فدراسیون فوتبال به تعویق افتاد.
پنج شنبه هفته گذشته قرار بر این بود که انتخابات رئیس و هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال برگزار شود که خبر تعویق مجدد آن در خبرگزاریها و سایت های خبری اعلام شد.
هر چقدر صبر کردیم و منتظر ماندیم تا این مشکل فوتبال ایران برطرف شود و این فدراسیون از یتیم بودن در بیاید نشد که نشد. نمی دانیم که چه زمانی این مشکل حل خواهد شد و از بلاتکلیفی در خواهیم آمد.
مهدی کریمی - فرض کنید الان(یعنی سال 1386 هجری شمسی )در یک اتفاق نادر تاریخی سهراب سپهری زنده شود و برای ما هم شرایطی پیش بیاید که با ایشان مصاحبه ای داشته باشیم. این شما و این هم مصاحبه خبرنگار اعزامی ما:
ارد سلطان پور - وقتی صحبت از ادامه ای بر مجموعه ی طنز "چارخانه" به میان آمد ، بسیاری متعجب از تصمیم سیما این عمل را توهین به مخاطبینی دانستند که روی خوش به چنین مجموعه ای نشان نداده بودند. با این وجود "سروش صحت" و دوستانش سری دوم را نیز به راه انداختند. اما این بار دقت بیشتری دست به کار شدند تا با راه انداختن جو مثبت برای سریال شان از این روش مخاطبین بیشتری جمع نمایند. برای این کار "خ.خ" را در مجموعه راه دادند تا با استفاده از ارتباطات رسانه ای او نظر مثبت مطبوعات را بدست آوردند. "خ.خ" که یکی از اعضای باند سینمایی "الف.ق" است بسیار پر تلاش ظاهر شده تا جایی که توانسته پرونده ای هر چند کوچک برای این سریال در ماهنامه ی معروف "دنیای تصویر" تدارک ببیند