
در این شماره می خوانید:
سیاست - شناخت نسبت ایران با پوپولیسم(قسمت اول)
جامعه - سفر باید...اما به کجا؟؟؟
ماوراء الطبیعه - پیروزی پندار (قسمت دوم)
نگاه دیگر - سرقت فرهنگی در اتوبوس!
هرم سنی هر کشور شرایط خاصی را برای مسئولین به وجود می اورد و شاید بدترین حالت برای انان ، افزایش تعداد جامعه ی جوان در یک منطقه باشد. ایران نیز در چند سال اخیر با مشکل تعداد زیاد جوانان مواجه شده است! البته واژه ی "مشکل" برای شرایط پیش امده به هیچ وجه مناسب نمی باشد چون جامعه ی جوان می تواند شادابی را القا کرده و در پیشرفت کشور در جنبه های مختلف تعیین کننده باشد. ولی مدیریت اشتباه می تواند این انرژی را به سادگی هدر داده و جوان را تبدیل به مشکل اجتماع نماید.
پوپولیسم (همان طور که در شماره صفر اشاره کردم )صرف نظر از پیشینه تاریخی آن یعنی " پوپولیسم دهقانی "گرایشی است که حاملان آن معتقد به عمل کردن به خواست و اراده توده های مردم هستند. اعتقاد دارند که مردم یا توده ذاتا دارای فضیلت اخلاقی است تا بتواند این نظریه را توجیه کنند ...
با به زبان آوردن کلمه ی "تعطیلات" اولین چیزی که ممکن است به ذهن هر کسی برسد "سفر" است! اما اینکه تعریف ما از سفر چیست بر مقصد ما هم تاثیر می گذارد.در هفته ای که گذشت به تعطیلات زیادی برخوردیم و طبیعتا" این تعطیلات بر تعداد سفرهای برون شهری هم افزود!این افزایش ها همیشه افزایشهایی بودند که به مقصدی خاص ختم می شدند...مقصدی که در هر تعطیلات بیشترین مسافر و گردشگر را به خود جلب می کند.اما آیا ما از فرهنگ سفر و گردشگری اطلاعی داریم؟آیا از "ایران گردی" چیزی می دانیم؟
فرید عطارزاده - با نگاهی به فیلم های دوران جنگ در اکثر کشور ها مشاهده می کنیم که سینمای جنگ شامل بر دو نوع کاملا متفاوت است. نوع اول در زمان های اولیه پس از جنگ ساخته می شود و نمودی از نگاهی احساسی به مقوله جنگ است. معمولا با گذشت یک دهه از جنگ نوع دومی از این ژانر ساخته می شود. مبارزه ای که قرار است برای نسل های بعد از جنگ به تصویر درآید.
اين ها که می خوانيد نوشته هايی تخصصی در باب داستان نويسی نيستند .فقط مطالبی در مورد رئاليسم جادويی،سور رئاليسم و سيال ذهن است که به طور تجربی در داستان ها حس می شود و به صورتی بسيار خلاصه شده در اين قسمت ياد داشتشان کردم تا با نگاهکی به اين سطور آشنايی کمابيشی با اين انواع ادبی پيدا کنيد...
زنان سرزمین مان را تا چه اندازه می شناسید و چقدر با توانایی هایشان اشنایید؟ ایا شما هم بر این باورید که انها به عنوان جنس دوم خانه نشینی اختیار می کنند و این مردان هستند که کشور را می چرخانند؟ ایا شما می دانید که چه زنانی در کشورمان یافت می شوند که روز و شب در حال فعالیت اند و تلاششان است که جامعه را به پیشرفت سوق می دهد؟ لطفا به البوم زنان سرزمین من توجه کنید!
نامه ای به سیٌد افشین قطبی
با عرض سلام خدمت جناب آقای سیٌد افشین قطبی
بسیار خوشحالم که پس از سی سال به کشور خودتان برگشتید و به شما خیرمقدم عرض می کنم. ازاینکه مربی با دانش و با تجربه ای چون شما,که یک ایرانی است در سمت سرمربیگری پرسپولیس قرار گرفته ,جای بسی خوشحالی است و تجربه مربیگری که شما در این چند سال در کنار مربیانی چون گاس هیدینگ و دیک ادووکات بدست آورده ای بسیار ارزشمند است.
آنچه در زیر می خوانید ،حاصل یک شرط بندی میان من و دبیر بخش هنری است .دو روز پیش که او را دیدم با هم درباره ی برنامه های طنز تلویزیون صحبت می کردیم و اینکه سازندگان چنین برنامه هایی تا چه اندازه توانایی خلق موقعیت های کمیک و مفرح را دارند .من می گفتم با توجه به محدودیت ها و خطوط رنگارنگی که پیش روی آنها قرار دارد ،به بهترین نحو وظیفه ی خنداندن مردم را انجام می دهند و این نهایت توان آنهاست ودرچارچوب تلویزیون ما از این بهتر نمی توان عمل کرد .اما او اعتقاد داشت آنچه در طنزهای تلویزیونی و به ویژه چارخونه می گذرد نه تنها طنز نیست بلکه کسالت مطلق است و راه های زیادی برای جذاب کردن این برنامه ها وجود دارد که در عین سادگی و دم دست بودن ،دست نخورده و امتحان نشده باقی مانده که ربطی هم به نبود امکانات و فرصت و مانند آن ندارد .من گفتم اگر جای آنها بود ،نتیجه ی کارش بهتر از آنها نمی شد و او گفت که بهتر می شد ؛و حاصل ،مطلبی است که در ادامه می خوانید .شما هم اگر بگویید که کدام یک از ما در این شرط بندی برنده شده کمک کرده اید که آن گفتگو به نتیجه برسد ...
تصور کنید که بعد از مدت ها با کسانی که دوستشان داری در اینترنت قراری می گذاری. از مدت ها قبل شرایط را برای به موقع رساندن خود به قرار بررسی می کنی. حرف هایی که می خواهی با دوستانت بزنی بار ها در ذهنت مرور می کنی. اینترنتت را بار ها چک می کنی تا مبادا در ساعت موعود مشکلی پیش بیاید. به هر شکلی که هست برای رسیدن ساعت مورد نظر انتظار می کشی و وقتی ساعت قرار فرا می رسد ، پرستار وارد اتاق شده و تو را به استراحت مجبور می کند لپ تابت را هم با خود می برد و تو می مانی و ان همه حرف که قرار بود با دوستان بزنی!